ایام
اول شهادت امام موسی کاظم رو به همه شما تسلیت میگم
دومندش مبعث حضرت محمد صلوات الله علیه رو به همه تبریک می گم![]()
امسال مبعث حضرت رسول برای ما یه مناسبت دیگه ایی هم داره که اونم تولد دختر عزیزم مائده هست ![]()
1385/04/19 چقدر زود گذشت ، انگار همین دیروز بود که توی راهروی بیمارستان این طرف اون طرف می رفتم ...
.. ببخشید خانم چی شد ؟
نه هنوز وقتش نشد ..
هر وقت خبری شد بیا به خودم بگو شیرینیت به جا.. دِ چرا دیر شد پس
.. سلام خانم دکتر
چی طبیعی نمیشه ؟ آخ.ه چرا وا.سه ..
سزارین ؟ خب باشه
.... آقا مبارکه ، هم مادر و هم بچه سالمن
شیرینی ما هم فراموش نشه
.... آقا شیرینی من چی پس ، بیا بهت بچه رو نشون بدم
.. دهه این بچه گربه دیگه کیه ؟ نکنه بچه منه ؟ ![]()
.... و حالا 4 سال از اون روز می گذره ، دختری که از روز اول با شر و شور به دنیا اومد هر روز بزرگ و بزرگ و بزرگتر و بزرگتر شد تا حالا شد این

می دونم که چشم بهم بزنم چند تا از این 4 سال ها میاد میره و فقط خاطراتش می مونه با حسرت ایامی که از دست رفت.
ادامه نوشت :
یکی نیست بهم بگه آخه آقا نونت نبود ، آبت نبود ، قبول کردن کار بیرون چی بود خودت رو اسیر کردی !!![]()
حدود 3-4 ماه پیش یکی از همکارای مسئول که تهران مشغول به کار هست باهام تماس گرفت که قراره 500 مدرسه تو کشور مجهز به کلاس IT بشه و اونا (یعنی شرکت خصوصی اش) تو مناقصه شرکت کرده و برنده شده و حالا هم دنبال آدم درست و حسابی می گردن تو استانها برای کار ![]()
ازم درخواست کرد که کار استان خودمون رو من به عهده بگیرم .منم تمع کردم ( ای پدر بی پولی بجوجه
) و قبول کردم![]()
حالا بعد سه چهار ماه دوباره تماس گرفته که تجهیزات و پلان ها اماده و شما از یکشنبه باید کا رو شروع کنی
فکر می کردم اون کار که از زمان پیشنهادش گذشته بود دیگه لغو شده خوشحال بودم ( آخه بعدا فهمیدم چه غلطی کردم
) ولی با این تماس دیروزش الان قیافه ام مثل مادر مرده ها شده ، اون موقع که قبول کردم رئیس باحال داشتم و بابت مرخصی گیر نبودم ، ولی حالا یه رئیسی دارم بلا نسبت مثل ...
تازه زمان هم ندارم ، فقط ۱۰ روز
خدا آخر و عاقبت این کار رو به خیر کنه ![]()
پی نوشت :
۱- عکس مال الان نیست ، مال سال گذشته هست . الان قیافه اش مثل اشرار شده خیلی هم شروره ![]()